تبليغاتX
ملا اخوند پشم الدین کرک آبادی لب شتری
اولا عید مبارک .

دوما نظر یادتون نره .

+ نوشته شده توسط من در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 10:42 |
سلام بر همه

الحمد للاه بالاخره آقا ماموته پس من رو داد می خواهم تغییرات عمده ای در وب انجام بدهم(با اجازه آقا ماموته!)مثل نظر سنجی و .. آخه خود گریگوری جوووووون مثل این که یا عرضه نداره یا ای دی وب گذر رو نداره آقا خشکله ی اسکل (مهرشاد ساواک) دفعه بعد جو گیر بشی فوحش بدی وبلاگت هک شده!

امیر جووون یا گریگوری این یارو مهرشاد اسکله کیه؟؟؟؟؟؟؟؟ تو المهدیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟هم کلاسی؟؟؟؟؟؟؟نکنه همون هیچ کسیه که تعریف کردی؟؟؟؟؟؟به هر حال بهتره بهش بگی خودشو نگه داره تا برسیم به موال اون جا خودشو خالی کنه!می تونیم با روش مسالمت حلش کنیم پس آقا خشکله از این به بعد خودتو کنترل کن باااااااااااااااااش؟

عید را پیشاپیش به شما تبریک می گم

+ نوشته شده توسط ممل در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 23:35 |
شب بود و خورشید کله ی کچل پیر مرد جوان گیس بلندی را نوازش می کرد.
او و خانواده اش با قدم های بلند شلنگ انداز ایستاده بودند.
صدای گوشخراش سکوت گوششان را آزار می داد .
ناگهان پیرمرد گفت : میدونید به چی فکر میکردم ؟
پسر : بابا تو مگه فکر بلدی بکنی .
- نه پس فقط ننه ی سیبیلوت بلده .
ننه:مرد،منظورت ننته دیگه،دوشیزه پشم الدین کرک آبادی ؟؟؟؟
مرد از گفته ی زن قهقهه میزند .
ننه :انگار به خر تی تاپ دادی ........ ؟>؟<>؟>:"؟>:"؟>:"؟>
 مرد همین طور که می خندید و سعی می کرد خنده ی خود را قرت دهد گفت : یاد خودت افتادم . یادته وقتی ننت داش تو خمره ترشیتو مینداخت اومدم خریدمت .
-اخه ابرو بزی چی بگم بهت با اون ننه ی خانم آقات .
-اگه من ابرو بزی ام تو هم یه ترک اصیل 8سیلندر انژکتوری گازسوز هستی .
و در این موقع ننه که دید رازش داره بر ملا میشه ترجیح داد که خودش خودشو لو بده و گفت : فرض کن یکی همسن تو سوار ماشینه      خدا بهت پوزخند می زنه      می کنی با کینه دعا که      منم می خوام مایه دار بشم عقده رو کنم ترکش       دعا نکن بی اثره نی کنن درکت    این طوری بود که تصمیم گرفتم تو دانشگاه قزوین رشته ی فیزیک اتمی رو بخونم .کشکی کشکی بود که دکترای ریاضیات خود را در رشته ی پزشکی گرفتم .
دهن اعضای خانواده اندازه ی  قد جوردن باز بود .
ادامه ی داستان در قسمت بعد ...
+ نوشته شده توسط من در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 18:26 |

این یه عکس قشنگ یا ... نمیدونم چی بگم از اسمیگله.

عکس

+ نوشته شده توسط من در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 15:49 |
کلاس شخصیت: جادوگر(انواع مختلف)
فرماندهان نژاد : شاه لیچ، کلتزاد و معاونین ارشد
پایتخت نژاد: Icecrown (تاج یخی)
طرفدار: غضب نامردگان
معرفی: هنر نبرد : سلطنت آشوب


لیچ
یک لیچ یک جادوگر نامرده و دارای قدرت های جادویی فوق العاده است.نرزول فرمانده هرد ارک های دراینر در طی زندگی فانیش تعدادی از ساحرین و شمن های ارک و حتی تعدادی از شوالیه های مرگ گولدان را فرماندهی می کرد. هنگامی که جادوگر بدنهاد بعد از نابودی دراینر به دست کیلجائدن ولژیون سوزان اسیر شد، آنها او را به شکل های ناهنجار پیشین خود تغییر شکل دادند.در آن زمان نرزول تبدیل به شاه لیچ شد. بدن های جدید نامرده جادوگران با وجود فناناپذیری متصل به اراده آهنین نرزول بود. تا زمانی که لیچ ها بی وقفه به سرور خود وفادار باشند، نرزول به آن ها قدرت کنترل عناصر سرکش شمال سرد را عطا می کند. حالا لیچ ها جادوی منجمد را در کنار جادوگری شایان ملاحظه وابسته به مردگان خودشان استفاده می کنند. لیچ های دیگر اعضای مهم فرقه ی لعنت شدند.(برای مثال کلتزاد یکی از آنهاست.)
هر لیچ دارای شیئی مادیست که فیلاکتری خوانده می شود و حاوی روح اوست. تا زمانی که فیلاکتری لیچ سالم و آسیب ندیده باقی بماند، لیچ عاقبت بدن خود را بازسازی کرده و به زندگی باز می گردد.
سازوکار فیلاکتری ها جزئی از دانش همگانی است،اگر نبود امکان بازگشت لیچ هایی که مرده فرض شده اند وجود دارد.

نوع ضعیف تری از لیچ ها به لیچلینگ معروفند.

لیچ انسان
انسان های جادوگری که با دنیای مردگان در ارتباط اند بیشترین داوطلبان برای لیچ شدن هستند.مه سردی از پیکر اسکلتی این افراد به برون می وزد،آنها روی ابری از مه شناورند و رداهای سیاه بر پیکر شیطانیشان روان است. این لیچ ها خبیث،مکار ووفادار به شاه لیچ اند.آن ها به عنوان فرماندهان لشکرها و رایزنان اعضای قدرتمند غضب خدمت می کنند. این لیچ ها تا اندازه ای کم تجربه و شاید به وجود نامردگی تازه وارد هستند، ولی آن ها سرشار از قدرت و تکبر اند.لیچ ها ترجیح می دهند که گروه های دون پایه نامرده در اطرافشان پرسه بزنند. این موجودات نامرده کم اهمیت هنگامی که لیچ در حال اجرای طلسمی از راه دور است از وی محافظت می کنند. اگر شرایط اجازه دهد، لیچ ها ابایی از فرار ندارند.

منبع :zirabious.org

+ نوشته شده توسط من در چهارشنبه هفتم آذر 1386 و ساعت 12:11 |
به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، بیشتر این صداها، صداهای ضبط شده نیستند؛ بلکه نتیجه‌ تبدیل داده‌های غیر صوتی نظیر اندازه گیری میدان‌های مغناطیسی به صدا به وسیله‌ رایانه هستند.

اصوات به دست آمده نسبتا عجیب هستند. یکی از این اصوات که به وسیله‌ مغناطیس سنج فضاپیمای کاسینی از نزدیکی انسلادوس - قمر زحل- به دست آمده است صدایی شبیه به برخاستن و فرود سفینه‌ فضایی بیگانه‌ای را در گوش تداعی می‌کند!

در حقیقت این مغناطیس‌سنج نوسانات میدان‌های مغناطیسی را که ناشی از حضور ذرات باردار اطراف کاسینی است، ضبط می‌کند.

دو فایل دیگر که از امواج رادیویی آشکار شده مرتبط با شفق های قطبی در جو زحل به دست آمده است، بسیار جالب هستند. به نظر می‌رسد این اصوات کم و بیش شبیه به صدای تفنگ‌های لیزری در فیلم‌های علمی- تخیلی است!

به نوشته نجوم، یکی از فایل‌ها از ضبط واقعی میکروفونی متصل بر تجهیزات فرود هویگنس به دست آمده است.

این میکروفون صدای بادها را در هنگام فرود کاوش‌گر بر سطح قمر تیتان ضبط کرده است.

برای شنیدن این اصوات
اینجا را کلیک کنید.

منبع :zirabious.org

+ نوشته شده توسط من در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت 20:33 |